تبليغاتX
تکاب فردا
تکاب فردا
گزارش و تحلیل از رویدادها و خبرهای شهرستان تکاب
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم آبان 1388 توسط جمعی از نویسندگان تکابی |

با روی کار آمدن استاندار جدید آذربایجان غربی کدام مدیران به خانه می روند؟

 

با کنار رفتن استاندار آذربایجان غربی و روی کار آمدن وحید جلال زاده گمانه زنیها در مورد تغییر و تحولات در حوزه مدیران ستادی و ادارات دولتی استان گرم تر از قبل پیگیری می شود.
طبیعتا کنار رفتن برخی مدیران ناگزیر است و ربطی به طرز تفکرات هیچ استانداری ندارد و تلاش برای نگاه داشتن آنها بیگمان در صورت نبودن گزینه ای جایگزین است. این مدیران عمدتا یا به مرز بازنشستگی رسیده اند و یا در آستانه بازنشستگی قرار دارند از این رو قرعه کار برای کنار رفتن آنان بنام وحید جلال زاده زده شده است.
جمشید محمدزاده معاون سیاسی – امنیتی استانداری آذربایجان غربی، بعنوان مدیری که از حوزه اداری – مالی وارد سیستم سیاسی امنیتی شد علی رغم شخصیتی آرام و اجرایی، بیشتر در معرض برکناری قرار دارد احتمال آنهم دو عامل است یکی بازنشستگی قریب الوقوع وی و دیگری تغییر تفکری که به موجب تغییر استانداری بوجود خواهد آمد.
رحیم قربانی اعتقاد به کاهش حداکثری تفکرات سیاسی در مدیران سیاسی خود داشت و بر همین اساس محمدزاده با تجربه مالی در یک موسسه قرض الحسنه و نیز بنیاد تعاون سپاه را در حوزه سیاسی – امنیتی اش به کار گرفت.
از دیگر مدیرانی که با وجود گذشت زمانی زیاد از بازنشستگی و علی رغم برخورداری از تفکراتی اصلاح طلبی همچنان در دولت نهم در راس هرم مدیریتی قرار گرفت و تعویض نشد ابراهیم حق جو رئیس سابق مدیریت و برنامه ریزی و معاون برنامه ریزی قربانی بود. حق جو یک مدیر برنامه ریز کلاسیک بود که هیچ نشانی از تفکرات سیاسی اش در حوزه کاری مشاهده نمی شد اما با وجودیکه یکی از مهره های مورد اعتماد دولتهای سازندگی و اصلاحات در حوزه بودجه و برنامه ریزی بود به ناچاربا حکم سرپرستی به مدت 4 سال در حوزه برنامه ریزی در دولت نهم نیز مور استفاده قرار گرفت.
بعد از این دو معاون عالیرتبه حوزه استانداری که طبیعتا با کنار رفتنشان مدیران رده میانی آنها نیز به دیگر بخشها منتقل خواهند شد فرمانداران و مدیران کلی است که بزرگترین مشکل حضورشان در بدنه دولت شخص خودشان هستند چه به لحاظ بازنشستگی و چه ضعفهایی که در حوزه های کاری شان بروز داده اند. این مدیران به نوعی شناسنامه رحیم قربانی شناخته شده و حاصل سیاستها و سلیقه کاری  او هستند.
حسن غفاری آذر فرماندار ارومیه که دو مشکل بزرگ برای ادامه کار با دولت دهم دارد، یکی بازنشستگی و دیگری ضعف جسمانی. گفته می شود «برادر حسن» در طول 4 سالی که آرام ترین روزها را در پرتلاطم ترین و حساس ترین فرمانداری استان گذراند سه بار درخواست بازنشستگی و استعفا کرده که با پاسخ منفی استاندار مواجه شده است. فرماندار ارومیه دارای بیماری مزمن قلبی  و سابقه جراحی باز در پرونده پزشکی است. همین ضعف بدنی دلیل عمده انتقادات سیاسیون و صاحبنظران اصولگرا از رحیم قربانی بود بویژه آنکه حوزه سیاسی و انتخاباتی فرمانداری ارومیه توسط تفکری اداره می شود که 30 سال است با همه فرمانداران عمدتا چپ گرای این شهرستان ساخته اند. غفاری آذر تحت فشار نیروهای سیاسی آخرین سال دولت نهم با ایجاد و انتصاب معاونتی عجیب و غریب بنام«برنامه ریزی و امور عمرانی» کاظم غنی زاده رئیس سابق ستاد احمدی نژاد را وارد ساختمان خیابان برق کرد تا هم یک نیروی منتسب به اصولگرایی را وارد فرمانداری کرده باشد و هم جای خالی معاون سیاسی چپ گرای سابقش خالی نباشد.
«برادر محسن» دومین غفاری آذری است که محتملا با روی کار آمدن استاندار جدید خانه نشین خواهد شد. این عضو خاندان غفاری آذر دو وجه اشتراک عمده با «برادر حسن» دارد اول اینکه سابقه مدیریت در صداو سیما را دارد و دوم اینکه بازنشسته است. البته طبق قرائن و شنیده ها مدیرکل فعلی ارشاد استان قرار است ظرف هفته جاری جای خود را به محمدباقر کریمی بدهد.
از دیگر مدیران استان که در آستانه برکناری قرار دارند می توان از برخی فرمانداران جنوب استان که کارنامه درخشانی(!) در انتخابات اخیر ریاست جمهوری از خود برجای گذاشتند نام برد.
  
شهرستانهای جنوب استان که به واسطه عملکرد مدیرانشان بدترین نتایج را در رای دادن به احمدی نژاد رئیس جمهور دهم بدست آوردند در آستانه تغییر فرماندار قرار دارند. دولتی فرماندار تکاب، عباسی فرماندار بوکان و ذوالفقاری فرماندار مهاباد که حضورشان در این مسئولیتها انتقادات شدیدی را نیز متوجه رحیم قربانی کرده بود احتمالا در فهرست تغییر استاندار جدید قرار داشته باشند.   
نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم شهریور 1388 توسط جمعی از نویسندگان تکابی |

مشــــــکلات عـمـده تـــکاب  



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم شهریور 1388 توسط جمعی از نویسندگان تکابی |
آقای رئیس جمهور ماجراهای کوي و کهریزک هم سناريوي دشمن بود؟

چگونه می توان ادعا کرد که هر کژی و ناراستی که در نظام پدید می آید، کار دیگران و غیر خودی ها و عوامل برانداز آن است و اصولا ما منزه از هرگونه اشتباه و خطایی هستیم و هیچ اشتباهی در وقایع پس از انتخابات صورت نگرفته است.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هجدهم تیر 1388 توسط جمعی از نویسندگان تکابی |

گزارشي از كار در كوره هاي آجر پزي

زنانی که شانس زندگی در تهران  را به دست آورده اند، تنها آنانی نیستند که با آخرین مدل های لباس در پیاده رو های پرزرق و برق تهران جولان می دهند یا در اتومبیل های آخرین مدل، خیابان ها را زیر پا می گذارند و یا با خرید های آنچنانی در بازار های پررونق این شهر بی دروپیکر، چشم بازار را کور می کنند.
اگر کمی جست و جو گر باشید، در تهران زنانی را هم می بینید که به شیوه های قرون وسطایی زندگی می کنند!

کار کردن با شرایط حاملگی در کوره پزخانه و در عین حال، به عهده داشتن وظیفه خانه داری و آشپزی و مراقبت از فرزندان و سرانجام کتک خوردن از شوهری که خود زیر بار بی عدالتی اقتصادی خرد شده است، همه زندگی زنان کوره پز خانه هایی است که در چند کیلومتری تهران به جلوه های کاذب زندگی شهری، دهن کجی می کنند.

شنیده  بودم قیام دشت، خاتون آباد و کرج کوره های آجرپزی دارند. این نیاز را احساس کردم که باید کوره ها و زنان کوره ها را ببینم. رنجشان را دو را دور می فهمیدم و هر چه بیشتر می شنیدم مشتاق تر می شدم که راه قیام دشت را در یک پنج شنبه در پیش گیرم. همراه یکی از دوستان از دپوی شرق به طرف بزرگراه خاوران رفتیم. به قیام دشت رسیدیم. دوباره نیمی از راه را به طرف پاکدشت برگشتیم و در خاتون آباد توقف کردیم. سرانجام ۳۰:۹ صبح رسیدیم. کوره های نفتی قدیمی مقابل جاده قد علم کرده بودند (البته امروز از کوره های نفتی استفاده نمی شود و کوره ها گازی شده اند.) ذهنیتی از آنها داشتم؛ زن بودن، کرد بودن، خانوادگی کار کردن، و همه سنین را در برگرفتن.

سن، جنسیت و بازنشستگی در این کار بی معنی است چون عملاً رعایت نمی شود حتی زنان حامله، زنان شیرده، کودکان زیر ده سال و پیرمردان هم کار می کردند.از دور ما را که دیدند نگاهمان کردند، نگاهی ناآشنا که بوی غریبگی می داد. برای همین فاصله شان را با ما حفظ کردند. در همان لحظه اول به زبان کردی احوالپرسی و معرفی کردیم و دلیل آمدن به آن جا را برایشان توضیح دادیم....

وقتی از عایشه خواستم با هم صحبتی داشته باشیم، گفت حالا کار دارم، می خوام غذا درست کنم؛ زنان دیگر هم پراکنده شدند. حس کردم شاید انتظار «اعتماد کردن به ما» به این سرعت بی مورد باشد، و اینکه در لحظات اولیه ارتباط خوبی نتوانسته ایم برقرار کنیم. خیلی خودمانی و با زبان محلی صحبت کردیم فقط پوشش ما با آنها فرق داشت. به هر حال این انتظار یک ساعت بعد نتیجه داد.در این فاصله با مردان صحبت کردم. خیلی راحت پذیرا شدند. دوباره زنان جمع شدند. زنی که گفت کار دارم از دور ما را می پایید. سپس گفت: نمی دانستیم از کجا آمده اید و که هستید، برای همین کمی ترسیدیم. ما ابتدا خود را معرفی کردیم، به هر حال علت ترسشان را نفهمیدیم.

-  تهران _ خاتون آباد

خاتون آباد تهران به فور خاک رس دارد. چنین مکان هایی برای کوره های آجرپزی مناسب است.در تهران حدود ۱۸۰ کوره آجرپزی داریم که ۵۰ مورد آن در خاتون آباد است و البته ۴۰ کوره آن فعال است.کوره های آجرپزی خاتون آباد ۶۰ سال است که قدمت دارد و در این سال های طولانی چندین نسل از سرمایه داران فعلی در آنجا فرمان داده اند. و متقابلاً به ابعاد همین سال ها کارگران کرد هم نسل اندر نسل به صورت خانوادگی فرمان برده اند. سرمایه داران ثابت، کارگران هم ثابت، همه از نسل های ماقبل و مابعد.

البته تعداد اندکی از کارگران، ترک و مشهدی هستند ولی ویژگی  کردها دوتاست، یکی تعداد بیشتر کارگران کرد، دوم خانوادگی کار کردن. زنان، شوهران و فرزندان (هر تعداد که باشند) دختران و برادرانشان در هر سنی که باشند ...

جالب اینجاست که کار در کوره ها از ۶۰ سال پیش تا به حال به همان روش قدیمی و دستی انجام می شود و تکنولوژی کوره ها در جاهای دیگر دنیا با دستگاه های اتوماتیک و خشک کن حل شده است و دیگر در آنجا نیروی کار زیادی نمی خواهد، اما در ایران قرار نیست که این دستگاه ها وارد شود. به دو دلیل ۱ _ نیروی انسانی ارزان و به وفور ۲ _ بالا بودن هزینه این دستگاه ها.مراحل ساخت آجر وقت گیر و طاقت فرساست: گل ساز، گل آماده می کند. قالبدار (خشت ها را قالب بندی می کند)؛ قالب کش (قالب ها را برمی دارد و در میدان (جایی نزدیک انبار) خالی می کند و دوباره پیش قالبدار می برد.) سپس مراحل چرخکشی، کوره چینی، کوره سوزان و آجر بار کن انجام می شود.

-  پای صحبت زنان کارگر قالبدار

ملیحه (۱۹ ساله، مجرد،  بی سواد، اهل پیرانشهر): در حالی که روسری و کلاه بر سر دارد و مشغول قالب گیری است، می گوید: همراه برادرش آمده، هیچ یک از خواهرانش مدرسه نرفته  اند، از اوایل اردیبهشت تا اوایل مهر (۵ الی ۶ ماه) که در تهران هستیم مشغول کار کوره ایم و بعد به شهرستان برمی  گردیم. خیلی دوست داشتم به مدرسه بروم، برادرهایم به مدرسه رفته اند ولی در مورد ما به شدت مخالفت شده؛ حالا دیگر نه توانش را دارم و نه حوصله اش را.

خدیجه (۲۰ ساله ، مجرد، بی سواد، اهل روستای میرآباد سردشت): «مدرسه نرفتم. اما خیلی دلم می خواد یاد بگیرم.

پدر و مادرم نذاشتن، برادرام همه مدرسه رفتن، حالا دیگه زیاد تمایلی ندارم. یعنی خسته شدم از بس گفتم و کسی نشنید. با همه اینها اگه حالا امکانش باشه (هر چند که کار کوره نمی ذاره) یاد می گیرم.»

نسرین (۲۶ ساله، متاهل، دارای دو فرزند، سردشت): او که به ۵۰ ساله می ماند، ۱۸ سال است که در کوره کار می کند (ده سال قبل از ازدواج و ۸ سال بعد از زندگی مشترک). او هم الفبایی نیاموخته، از بی سوادی بدش می آید، اما با روند این گونه سنت هاعی غلط و بیجا سازش کرده است.

-به والدینم اعتراض کردم اما گفتند سرنوشت زنان اینجا مثل هم است. تو هم مثل بقیه زنان. دوباره اعتراض کردم، آن گاه مرا دیوانه خواندند. بعد دیگر هیچ نگفتم. فکر کردم شاید من عجیبم. پس چرا بقیه ساکتند؟!

عایشه (۵۰ ساله، متاهل،  بی سواد، اهل سقز): او که به ۷۰ ساله ها می ماند، کودکی اش را با کوره آغاز کرده است.

-کوره ها اسباب بازی من شده بودند. حتی زمانی که حامله بودم کار می کردم. همه ما همراه مردها از ساعت ۳ صبح تا ۷ غروب کار می  کنیم (۱۶ ساعت). هر روز این کار پرزحمت آغاز می شود. علاوه بر این پخت و پز، نظافت، بچه داری و ... هم کار ما زنان است و مردان هرگز در این امور ما را یاری نمی کنند. دستمزد ها هم به مردان خانواده داده می شود.

-لابد مردان سهم شما زنان را می دهند؟

- نه؛ آنها می گویند: پول ما و شما یکی است. پول ما مال شماست ولی دریغ از یک ریال...

پرسیدم (از مردان): بی انصافی نیست که سهمیه زنان را نمی دهید؟

-چرا هست. ولی ما به زنان پولی نمی دهیم.

از کارفرما هم پرسیدم چرا سهم زنان را به خودشان نمی دهید. پاسخ داد: این یک مسئله خانوادگی است. من که با همه کارگران مستقیماً ارتباط ندارم. با سه تن از نماینده ها در ارتباط هستم. مردان و شوهران باید پولشان را بپردازند ولی این کار را نمی کنند یعنی حقوق همسرشان را نمی پردازند.

بیری (۱۵ ساله، مجرد،  بی سواد، اهل بانه): در حالی که کلاه آفتابی و لباس کار پوشیده در حال قالب گیری است. پرسیدم معنی اسمت چیست؟ می خندد و می گوید:  نمی دانم.

از دستمزد می پرسم، می گوید: برای هر هزار آجر، ۳۵۰۰ تومان می دهند. این پول را به مرد خانواده (که مثلاً می توانند ۷ نفر تا ۱۵ نفر باشند ) می پردازد. یعنی برای هر هزار آجر به ۱۵ نفر، ۳۵۰۰ تومان می دهند و این اصلاً کفاف هزینه زندگیمان را نمی دهد.

سلما (۳۵ ساله، متاهل، بی سواد، اهل مریوان): کار ما خیلی سخت است. حالا دیگر عادت کرده ایم. مشکل ما غیر از کار، روابط خانوادگی است. مردان کرد ناخواسته و نادانسته علیه دختران و زنان خشونت می کنند. ما مشکلات خانوادگی زیادی داریم. در کردستان بعضی از دختران و زنان خودسوزی می کنند (در سنین مختلف). دلیلش سوءظن و رفتار خشن مردان است. دختری را می شناختم (در شهر خودمان) که به خاطر تمایل ازدواج با پسری که مدنظر خانواده نبود، خودسوزی کرد. دختر دیگری که همسایه مان بود، پدرش می خواست مردی را به زور به او تحمیل کند به نام ازدواج تا به این طریق خواهر مرد تحمیلی هم زن پدر این دختر شود یعنی سنت زن به زن (دختری می دهی، دختر می گیری)؛ متاسفانه این سنت در کردستان (حتی در شهرها) هنوز هم رواج دارد. آن دو دختر، یکی به خاطر فشار و آزار و اذیت های شوهرش، یکی به خاطر کتک های برادرش و ... متاسفانه دست به خودسوزی زدند.در آخر از بایزید (یکی از مردان کارگر کوره) پرسیدم: همسرتان را کتک می زنید؟

- بله؛ گاهی این کار را می کنیم!

- اما او سخت تر و بیشتر از شما کار می کند.

- می دانم ولی اگر ناراحت شوم خشن برخورد می کنم.

هزاره سوم میلادی است. بی سوادی در شهر های ایران هنوز رواج دارد و این فاجعه است. آنها زمین کشاورزی هم ندارند، بنابراین، در فصول دیگر بی کارند. حقوقشان هم در پایان کار یعنی مهر ماه پرداخت می شود و همه این نارسایی ها را در صنعتی نبودن کردستان موجود می دانند. اگر کوره های آجرپزی و یا کارخانه های مختلف دیگر در کردستان باشد و یا زمین کشاورزی داشته باشند، هرگز به تهران نمی آیند و در طول این ۵ ماه، مشقت راه و دوری از دیارشان و هزینه ها و رنج های فراوان را به جان نمی خرند.

در پایان، به دفتر کارفرما رفتم. او از من خواست ضبط را خاموش کنم و نامی هم از وی نبرم.خلف وعده نمی کنم و بدون ذکر نامش خلاصه ای از صحبت هایش را نقل می کنم.

«سیستم ما در ایران مشکل دارد. این که زن حامله، کودکان کم سن و سال یا افراد سالخورده در اینجا کار می کنند، به من مربوط نمی شود. طبق قانون کار این افراد نباید کار کنند. اما قانون اجرا نمی شود. خودشان تقبل می کنند. طرف حساب من مرد خانواده است و برای هر هزار آجر، ۳۵۰۰ تومان پرداخت می کنم.اینکه این هزار آجر را خودش به تنهایی یا همراه خانواده، همسر و کودکش می سازد، برای من مهم نیست.او خودش نباید آنها را درگیر کند.هر کس در این دنیا به اندازه لیاقت و توانایی اش سهم دارد. حتی آن دنیا هم این طور است. پدر من داشته من هم دارم. پدر این کارگر ندارد او هم ندارد. پس دارایی ارثی است. در آن دنیا هم به توانایی ها و صلاحیت های ما می نگرند، در آن دنیا ...» صحبت هایش را قطع کردم. گفتم: لطفاً در مورد این دنیا، این کوره و این آدم ها صحبت کنید.

ادامه داد: در این دفتر به روی کارگران باز است. وقتی که این جمله را می گفت، کارگر سالخورده ای داخل شد و آرام نشست. کارفرما با عجله به او گفت: کاری داری؟ حالا برو بعد صحبت می کنیم و رفت.کارگری هم در بیرون _ در حالی که خیلی خودمانی ما را برای ناهار دعوت می کرد - گفت: هر چه به شما گفته، خلاف واقع است... بدرود گفتیم. آفتاب ظهر خاتون آباد در میان کوره ها سخت درخشیدن گرفته بود. و ما زنان کرد را با کوره ها، خشونت ها و رنج هاشان تنها گذاشتیم و راهی شدیم. در میانه راه به این فکر می کردم: «اگر پدرت داشت ۷ پشتت تامین است و اگر پدرت نداشت هفت پشتت ناامن، فقیر و بیچاره خواهد بود.»

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 توسط جمعی از نویسندگان تکابی |

بيوگرافي دكتر احمد نعيمي فر

متولد سال 1340، داراي سه فرزند دختر و يك فرزند پسر

شغل و رشته: دبير آموزش و پرورش، پزشك شاغل در تكاب

فعاليت: پزشك معتمد فرهنگيان، نيروي انتظامي، پزشك تيم ملي ورزش هاي رزمي جمهوري اسلامي ايران، معاون آموزشي و استاد دانشگاه، سابقه رياست بيمارستان شهداي تكاب، رئيس شوراي اجرايي هلال احمر تكاب

 

اهداف و برنامه هاي دكتر احمد نعيمي فر در شهرستان تكاب:

1- تفكيك حوزه انتخابيه

2- تقويت صنعت توريسم و گردشگري و جاذبه هاي توريستي ( تخت سليمان و آب گرم، چملي، كرفتو و ...)

3- تكميل كمربندي شهر كه 16 سال است در بلاتكليفي به سر مي برد.

4- پيگيري پروژه بزرگ عمل آوري فولاد به ظرفيت حداقل دو هزار تن

5- تكميل تعاوني هاي بزرگ استخراج كنسانتره مواد اوليه فولاد

6- تكميل و تعريض جاده هاي تكاب – شاهين دژ، تكاب – ديواندره( ايرانخواه) و تكاب – زنجان ( عربشاه گروس )

7- تكميل تعاوني هاي كشاورزي در مسير پايين دست سد گودگردچي

8- پيگيري مشكلات زنبور داران – فرش دست بافت و عوارض ماليات بر درآمد اصناف و بازاريان

9- تكميل پروژه گازرساني

10- ايجاد آشتي ملي در مديريت شهري با تكيه بر تعهد و تخصص دور از سياسي كاري و جناح بازي

11- تسريع در ساخت و ساز بيمارستان 64 تختخوابي تكاب

12- سعي و تلاش جدي در اختصاص سهام معدن طلاي آقدره بيم مردم منطقه

13- تسريع در حل مشكلات مربوطه به زمين دانشگاه آزاد و توسعه رشته هاي جديد

 

اهداف و برنامه هاي دكتر احمد نعيمي فر در شهرستان شاهين دژ

1- پيگيري مستمر در راه اندازي كارخانه سيمان شاهين دژ

2- پيگيري مشكلات مسكن و شهرسازي و عرصه و اعيان

3- استفاده بهينه از آب رودخانه جغاتو

4- توجه به مشكلات شهر محمود آباد

5- رفع موانع شهرك شهيدرجايي

6- پيگيري مشكلات جاده هاي مواصلاتي شاهين دژ به روستاها كه آسفالت نيستند.

7- پيگيري آب شرب بعضي از روستاها از جمله قوزلو، صفاخانه و...

 

اهداف و برنامه هاي دكتر احمد نعيمي فر در شهرستان مياندوآب

1- كارخانه پتروشيمي و رفع موانع صدور سند مالكيت اين كارخانه كه در اشتغالزايي سهمي بزرگ دارد.

2- پيگيري مشكلات آب مياندوآب به تبريز كه باعث كم آبي حوزه كشاورزي مياندوآب مي گردد.

3- پيگيري و رفع مشكلات كشاورزي در دشت مياندوآب بالغ بر 1100 هكتار كه دچار مشكلاتي است.

4- توجه به وضعيت و استهلاك كارخانه قند مياندوآب

5- پروژه پرورش ماهي در دشت فسون دوز 2000 هكتار

6- نيروگاه برق مياندوآب كه به خوي انتقال داده شده.

7- فرودگاه مياندوآب كه به مراغه انتقال داده شده

8- تسريع در امر راه آهن مياندوآب

9- پيگيري مشكلات صادرات شن و ماسه مياندوآب

به ياري خداوند متعال و همكاري شما دوستداران براي پيشرفت منطقه مي كوشيم تا عقب افتادگي چندين ساله و حقوق به تارج رفته مان را جبران كرده و براي آباداني وطن خويش از جان و دل كوشيم.

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 توسط جمعی از نویسندگان تکابی |

تنوع قومیتی در تکاب یک فرصت است نه تهدید!

به نقاط مشترک فکر کنیم و توسعه و پیشرفت منطقه

توضیح آینانیوز :مطلب زیر توسط یکی از خوانندگان در ادامه بحث هایی که در مورد وقایع چند روز گذشته شهرستان تکاب اتفاق افتاده در ستون پیامهای آینانیوز گذاشته شده بود. حال نویسنده این کامنت نادر جهان مهر است یا نه، کرد است یا ترک، شهروند است یا مدیر، مهم نیست، حقیقتا نثر شیوا و منطقی که بدون هیاهو و جنجال و عصبی گری پشت این نوشته خوابیده، ما را بر آن داشت تا عین متن را بعنوان مقاله در ستون مقالات برای اطلاع خوانندگان انتشار دهیم، با این تاکید که تمام نوشته های این بزرگوار و نیز دیگر دوستان و احیانا منتقدانی که کامنت گذاری کرده اند تنها جنبه فراهم آوردن زمینه ای آزادامنه برای طرح دیدگاههای هرچند متعصبانه بوده و مورد تایید صددرصد سیاستگزاران سایت نمی باشد.
نادر جهان مهر/دیروز یکی از دوستانم به من خبر داد که به اسم تو در سایت آینا نیوز اظهار نظر کرده اند . وقتی به سایت مراجعه کردم متاسفانه حقیقت داشت . پیش از این هرگز نمی خواستم به این اقدامات سخیف ، بچه گانه و باطلی که اخیرا در قالب توزیع اعلامیه و شبنامه در شهرستان تکاب روی داده است واکنش نشان دهم چرا که به نظرم بی توجهی و سکوت بهترین پاسخ برای این اقدامات کودکانه است . واین همان واکنشی است که افکار عمومی شهرستان آن رابه بهترین شکل از خود بروز داده اند. اما وقتی دیدم کار به جایی می رسد که به جای من و برخلاف افکار من قلمرانی ! می کنند نتوانستم از خودم دفاع ننمایم . من درابتدا انعکاس خبر نادرست و دور از واقعیتی که تکاب را ناآرام و درمعرض بحران فرهنگی وانمود می کند ، توسط سایت آینا نیوز محکوم می کنم ، زیرا این پایگاه بدون تحقیق و اطلاع از صحت و سقم این خبر نسبت به انعکاس آن اقدام نموده است . تکاب هم اینک در آرامش و امنیت کامل است وهیچ بحرانی با آن عنوانی که درخبر آمده است دراین شهر وجود ندارد و چه بسا درج این خبر و بازتاب آن خود زمینه ساز ناآرامی در شهر گردد که در آن صورت پایگاه خبری آینا نیوز از بانیان و عاملین اتفاق احتمالی مذکور خواهد بود و جرمش نابخشودنی است . لذا به نظر میرسد که مدیریت محترم سایت من بعد در درج اخبار رسیده باید کاملا محتاطانه و بر اساس اطلاعات دقیق و درست ، عمل نماید. اما نمی دانم چه کسی به خود این اجازه را داده است که این عمل نادرست و غیر اخلاقی را در حق بنده مرتکب شده و از جانب من ابراز نظر نماید . آنچه به نظرم می رسد این است که همان کس یا کسانی این کار را کرده اند که با توزیع و انعکاس مطالب و اعلامیه های تفرقه انگیز اخیر در تکاب به قول خودشان به دنبال باز تولید احساس غرور و قدرت می گردند ! غافل از آنکه هم هدف و هم مسیر رسیدن به آن را به اشتباه می پیمایند ! و ظاهرا برای رسیدن به آنچه در پی آنند از انجام هر عمل نادرستی کوتاهی نمی کنند تا جایی که برای مهم و بزرگ جلوه دادن مسئله ، خود به جای دیگران می نشینند وبه جای آنان نظر می دهند و در تضاد با آنچه خود می گویند اعتبار گدایی می کنند !.از مطالعه نظراتی که در سایت آمده است کاملا پیدا است که اکثر افراد نظر دهنده به این حرکت تفرقه انگیز معترض بوده و خواستار تداوم برادری و وحدت در میان اهالی کرد و ترک شهرستان می باشند . هیچ بعید نیست سایر نظرات موافق این اقدام تفرقه افکن که در میان نظرات آمده است توسط خود این افراد نوشته شده باشد .
به اعتقاد بنده نام گذاری یک میدان و یا حتی نصب تندیسی در آن آنگونه که در خبر آمده است هرگز نمی تواند یک بحران فرهنگی باشد ، بلکه بر عکس یک اقدام در راستای غنای فرهنگ است ، حال چه آن تندیس یک شخصیت کرد زبان باشد و یا آذری زبان . نگرشی که آن را یک بحران می داند صرفا یک دیدگاه تعصب آمیز و کور است . نگرش افرادی است که از سر خامی ، چشم دیدن طرف مقابل خود را ندارند و او را یک تهدید و رقیب جدی به شمار می آورند که باید او را از میان برداشت و از صحنه خارج نمود . حال آنکه در دنیای امروز در جریان رقابت با رقیبی که محصولی را عرضه نموده است او را از میان بر نمی دارند بلکه با پذیرش این واقعیت سعی می کنند بهتر از محصول رقیب را عرضه کنند .
مردم فهیم شهرستان تکاب بسیار آگاهتر و عاقل تر از آنند که وحدت و امنیت تاریخی خویش را با تحریک چند نفر ناشناس و بی هویت و شاید هم غیر بومی بسپارند و آن را به خطر بیندازند . عصر امروز عصر خردورزی و اندیشه است و انسانها و جماعت آگاه را جهت دادن و در مسیر اقدامات نادرست با خود همسو نمودن کاری بیهوده و محکوم به شکست است .
اغلب ملتها در دنیا به دنبال توسعه و آبادانی کشورها یشان هستند و برای رسیدن به قله های پیشرفت و سعادت باهم دررقابت اند . اما متاسفانه ما همه نیرو و توان خود را صرف اقداماتی می کنیم که نه تنها توسعه و رفاهی درپی ندارد بلکه ما را بیشتر به عقب برمی گرداند. اتحادیه اروپایی از کشورهایی با زبان ، نژاد و فرهنگهای مختلف تشکیل شده است ، ولی به جای نزاع ، اختلاف و آتش افروزی دستان همدیگر را گرفته اند و امروز به یک قطب مهم اقتصادی و سیاسی تبدیل شده اند که نقش انکار ناپذیری در معادلات جهانی و سونوشت همه انسانهای کره زمین بازی می کند . یک فرد سیاه پوست کنیایی در آمریکا به ریاست جمهوری می رسد و مردم آمریکا به او می بالند و او را مایه افتخار و اثبات دموکراسی آمریکا می دانند . ولی ما در پی اثبات کرد یا ترک بودن خویش توانمان را صرف رقابت بر روی چیزهایی می کنیم که از قبل صاحب آن هستیم . و هنوز درمیان تعصبات پوچ و نابخردانه خویش دست و پا می زنیم . آیا بهتر نیست ما نیز بر نقاط مشترک خویش تکیه زده و برادرانه و در کنار همدیگر برای رسیدن به توسعه و پیشرفت با هم متحد شویم . آیا بهتر نیست تنوع قومیتی شهرمان را به جای تهدید و بحران فرهنگی ! یک فرصت به حساب آوریم . این شهر قبل از اینکه فرزندان آن وارد دانشگاه شده و کسب دانش نمایند در امنیت و آرامش به سر می برد . ولی اکنون که از دانشگاهها برگشته و دانش آموخته و عالم شده اند چرا باید از این علم و آگاهی در مسیر اغتشاش و ناآرامی استفاده نمایند و امنیت پیشین را به ناامنی تبدیل کنند. شاید فکر می کنند صاحب اندیشه و روشنفکر شده اند و باید جامعه را متحول نمایند . امید وارم که این طور باشد اما نمی دانند که این اندیشه و علم آموخته را باید در مسیرساختن این شهر محروم که بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن است بکار برند .
این را درک نماییم که دیگرتعصبات خشک و بیجا در دنیای امروز جایگاهی ندارند و برای رسیدن به اهداف خود نمی توان دیگران را انکار نمود و آنها را نادیده گرفت ، چه بسا اتفاقات و مسائل امروز منطقه خاورمیانه گویای این واقعیت است . بنابراین من دوستانی را که ناشیانه و از سر خامی دست به چنین اقداماتی زده اند دعوت به تجدید نظر در آراء ، نظرات و اقدامات خویش می نمایم و از آنها می خواهم با تغییر در نگرش خود به اتفاق همدیگر و با هم افزایی نیروهای فکری، علمی و عملی خویش برنامه و راه حلی برای برون رفت تکاب عزیزمان از وضعیت اسف بار اقتصادی و اجتماعی آشکار امروز بیندیشیم و جهت دستیابی آن به یک توسعه متوازن توام با رفاه و آسایش تلاش کنیم. و بدین ترتیب در مسیری گام برداریم که فاصله ما را از کشورهای پیش تاخته و پیشرو جهان کمتر نماید تا اینکه شاید آیند گان اقدامات و عملکرد امروز ما را مورد ستایش و تقدیر قرار دهند.


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم فروردین 1388 توسط جمعی از نویسندگان تکابی |

انتشار شب نامه توسط غير تكابي ها در شهر تكاب

 

قرار است در شهر تكاب تنديسي از استاد شهريار و تنديسي از مولوي كرد در ميادين شهر تكاب نصب شود. اما در اين ميان نسب تنديس مولوي كرد با واكنش منفي غير تكابي ها مواجه شد.

حالا چرا غير تكابي ها!

مردم تكاب سالهاي سال است كه در كنار هم زندگي مسالمت آميزي داشته اند و هيچ گونه اختلافي ميان قوميتها و مذاهب اين شهر مشاهده نشده است و عمده مشكل مردم اين شهرستان محروميت اين شهر است كه خوشبختانه در حال حاضر تكاب روند پيشرفت و توسعه را طي مي كند.

زماني كه تكاب بسيار محروم بود و از بسياري از امكانات بی بهره هيچ گاه در اين شهر شب نامه اي منتشر نمي شد كه بيانگر اين محروميت ها و کاستی ها باشد اما در حال حاضر كه هر روز شاهد ترقي اين شهر هستيم عده اي مريض حال كه اهل تكاب هم نيستند در خصوص مسائل اين شهر اظهار نظرهاي مداخله جويانه انجام مي دهند و بيانيه هم صادر مي كنند!

بايد پرسيد نصب تنديس يك شخصيت( حالا هر كسي كه باشد) چه ارتباطي به دانشجويان ميانه اي و یا مراغه دارد!

جالب اينجاست كه اين شب نامه ها بيشتر باعث خنده مردم تكاب شده است!

مردم تكاب به خوبي مي دانند كه تا چه اندازه مياندوآب نسبت به تكاب پيشرفته تر است و چقدر در حق مردم اين شهر ناعدالتي صورت مي گيرد ولي چرا دانشجويان محترم ميانه اي بيانه اي در اين خصوص صادر نمي كنند؟!و از حق مردم تکاب دفاع نمی کنند اگر واقعا دلشان به حال مردم این شهر می سوزد؟

چرا اين را در بيانيه خود نمي نويسند كه نمايندگان مياندوآب در تكاب حتي دفتر نماينده هم ندارند.که مردم مجبور نشوند به میاندوآب بروند. آیا نماینده تکاب سالی یکبار به این شهر سر می زند؟ آیا به اندازه میاندوآب به تکاب هم می رسند؟

چرا اين را در بيانيه خود نمي نويسند كه ميانه چرا از نظر توسعه و پيشرفت اصلا قابل مقايسه  با تکاب نيست و چرا نيست.

چرا دانشجويان مراغه و ميانه  در بيانيه خود نمي نويسند كه آيا تكابي ها در اين شهرها مي توانند كار كنند اگر خودشان نيروي كاري داشته باشند.واقعا دلشان براي تكابي ها مي سوزد.

چرا دانشجويان مراغه و ميانه  در بيانيه خود نمي نويسند يك تكابي براي كار كردن بايد ميانه و يا بناب برود چرا شهر خودش كارخانه ندارد.

چرا اين دانشجويان قدمت تاريخي تكاب را در اين خصوص يادآوري نمي كنند كه چرا شهري با تاريخي كهن جزء محروم ترين شهرهاي كشور است............................

ولي تكاب در حال پيشرفت است.

آيا غير از اين است كه تنها همدلي مردم تكاب باعث شد كه بعد از سالها اعتراض سرانجام درصدي از درآمدهاي معادن طلاي اين شهرستان به ساكنينش تعلق بگيرد و درآمد صرف عمران و آباداني تكاب عزيز گردد.

كاملا مشخص است كساني كه عليه بخشي از مردم تكاب شب نامه منتشر مي كنند تكابي نيستند. به نظر مي رسد كه عده اي اندك دانشجو باشند كه در دانشگاه علمي كاربردي دهخداي تكاب مشغول تحصيل هستند و با توجه به عدم شناخت از مردم تكاب اينگونه در خصوص مردم تكاب قضاوت مي كنند.

اين افراد غير تكابي نمي دانند كه تكاب متعلق به تمام مردم تكاب است.

تكاب سالهاي گذشته بسياري از اموراتش توسط شهرهاي اطراف اداره مي شد و بسياري از مسئولين اين شهر غير تكابي بودند و از شهرهاي ديگر به اين شهر فرستاده مي شود. خوشبختانه طي سالهاي اخير تكابي ها بسياري از امورات شهر خود را به دست گرفته اند و دلسوزانه در راه پيشرفت شهر خود قدم برمي دارند.

واقعا از نیروهای امنیتی شهر تکاب باید پرسید چرا عده ای در روز روشن شب نامه پخش می کنند و آنها بی تفاوت هستند.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهارم فروردین 1388 توسط جمعی از نویسندگان تکابی |
گزارش اختصاصي فارس به مناسبت ايام نوروز؛
تكاب نگين مجموعه باستاني آذربايجان غربي

خبرگزاري فارس: تكاب يكي از شهرستان‌هاي آذربايجان‌ غربي است كه با دارا بودن منابع غني معدني و كشاورزي به عنوان نگين استان محسوب مي‌شود و بزرگ‌ترين معدن طلاي خاورميانه با ذخيره 80 تن طلاي خالص در روستاهاي آغ دره و زره‌شوان تكاب قرار دارد.

به گزارش خبرگزاري فارس از اروميه، كوه بلقيس در نزديكي تكاب يكي از زيباترين مكان‌هاي گردشي و تفريحي است و در تابستان از آب و هواي بسيار خوبي برخوردار است. تخت سليمان و آتشكده آذرگشسپ كه به عنوان چهارمين اثر باستاني ايران در فهرست جهاني آثار فرهنگي يونسكو ثبت شده است از مهم‌ترين آثار تاريخي اين شهرستان به شمار مي‌آيد. تخت سليمان نام محوطه تاريخي بزرگي در نزديكي تَكاب و روستاي تخت سليمان (در گذشته نصرت‌آباد) در استان آذربايجان غربي در كشور ايران است. مجموعه بناهاي تاريخي در تخت سليمان در اطراف درياچه‌اي طبيعي ساخته شده است. آب اين درياچه كه از عمق ۱۱۶ متري از درون زمين به سطح مي‌آيد و به زمين‌هاي اطراف مي‌ريزد داراي املاح زيادي است كه آن را براي آشاميدن و كشاورزي نامناسب كرده و رسوب‌هاي حاصل از اين املاح در طي قرن‌ها لبه درياچه را شكل داده و متغير كرده كه قدمت اين منطقه از لحاظ سكونتگاه‌هاي انساني به 3 هزار سال پيش باز مي‌شود كه جزو 10 اثر بزرگ ملي در دست بازسازي است. آثار بناهاي دوره‌هاي اشكانيان و ساساني و ايلخانيان مغول در اين محل يافت شده و مهم‌ترين آثار به جا مانده آن آتشكده و تالارهاي دوره ساساني است. زندان برنجه در 28 كيلومتري شمال شهرستان تكاب در روستاي برنجه (برنجك) از دهستان چمن بخش تخت سليمان و در دامنه كوه معروف به كوه طويله سليمان واقع شده است كه تشكيلات زمين‌شناسي متعددي در آن قرار دارد. از نظر زمين‌شناسي تاريخچه پيدايش مشابهي مثل درياچه تخت و زندان سليمان را دارد و آن محل نيز از انباشته شدن رسوبات آهكي، تپه‌هاي بلند و در مواردي دهانه‌هاي وسيع آتشفشاني مانند بوجود آورده‌اند. در عمق زياد دهانه يكي از اين تپه‌ها درياچه‌اي در ميان صخره سنگي وجود دارد كه به علت عمق زياد سطح آب از دهانه امكان دسترسي به آن غير ممكن بوده و آب درياچه بعد از گذشتن از ميان سنگ‌هاي رسوبي و آهكي و تراورتن در جنوب شرقي به رودخانه مجاور در روستاي برنجه واريز مي‌شود. آب خارج شده از درياچه به طور كامل حالت ملايم و چرب و نرم‌كنندگي دارد كه استفاده از آب آن، پوست دست و صورت را نرم و لطيف مي‌كند. در قسمت جنوبي كوه طويله سليمان در بالاي كوه كم ارتفاع همانند زندان سليمان، گودالي مخوف و تو خالي با دهانه بيضي شكل با عمق حدود 60 متر و با ديواره سنگي از نوع سنگ تراورتن وجود دارد كه در عمق 60 متري آن آبي نيلگون پيداست كه به علت عدم دسترسي عمق و ميزان آب موجود در درياچه اندازه‌گيري نشده و در هر موقع از سال به آن درياچه مراجعه شود هميشه آب را در عمق آن مشاهده مي‌كنيد كه هيچ گونه تغييري در كم و افزايش يافتن در آن مشاهده نمي‌شود. چمن متحرك يكي از پديده‌هاي جالب شهرستان تكاب بوده كه از قطعه بزرگي از ني‌هايي كه از ريشه به هم چسبيده تشكيل شده است و بدون ارتباط با زمين بر روي آب شناور است. قطر اين قطعه كمتر از 100 متر است كه بر روي رودخانه كوچكي قرار گرفته و به دليل حركت اين قطعه، عرض رودخانه در آن نقطه زياد شده و حدود 5 متر از قطر قطعه متحرك بيشتر شده است.
كوه زندان سليمان نيز از ديگر آثار تاريخي و گردشگري اين شهرستان است كه در حدود 40 كيلومتري شمال شرقي تكاب و در فاصله كمتر از 5 كيلومتري جنوب تخت سليمان قرار دارد. اين كوه كم ارتفاع مخروطي و جالب با وجود باغ‌هاي سرسبز كنار آن بسيار زيبا به نظر مي آيد. اين كوه با ارتفاع تقريبي 100 متر، زماني محل نيايش موبدان زرتشتي بوده و بقاياي بناهاي گرداگرد مخروط زندان سليمان، نشانگر اهميت اين محل مقدس است. قلعه بلقيس كه بر روي كوه مرتفع بلقيس قرار دارد بناي ساختماني معروف به قلعه كه در داخل شهر قرار دارد و به يكي از اربابان قديم شهر تعلق داشته از ديگر اين آثار تاريخي و ارزشمند شهرستان تكاب است.
آثاري چون بقعه ايوب انصاري، قلعه ساري قورخان، غار كرفتو متعلق به شهر سقز، آبگرم و آبشار قينرجه در روستايي به همين نام واقع در جاده تخت سليمان و چهار ستون تاريخي معروف به چهار طاق (كليساي چهار طاقي) در روستاي چهار طاق ديگر آثار تاريخي و گردشگري اين شهرستان را شامل مي‌شود.
از آثار باستاني و ديدني‌هاي شهرستان تكاب مسجد جامع تاريخي روستاي اغولبيك كه در ۵ كيلومتري شهرستان تكاب واقع شده كه هفت سال زودتر از مسجد جامع تكاب بنا شده است.
همچنين مي‌توان به يخچال طبيعي بي‌نظير قديمي كه قدمت آن به بيش از يك قرن مي‌رسد، اشاره كرد.
آثار تاريخي زيادي كه متاسفانه با بي‌توجهي مسئولان از بين رفته و يا در حال از بين رفتن است كه از جمله آن مي‌توان به حمام قديمي كه در روبه‌روي مسجد جامع بنا شده بود و قلعه اربابي بزرگ و بي‌نظير و كوره خانه قديمي و ... مي‌توان اشاره كرد.
آب سرد معدني روستاي اغولبيك كه در دربند واقع گشته خواص درماني بسيار مفيد دارد و سالانه مردم زيادي از روستاهاي اطراف و شهرستان تكاب به آنجا مي‌آيند.
نور تپه كه يكي از آثار قديمي و تاريخي روستاي اغولبيك كه هم زيارتگاه و هم كوره آجرپزي ، كه آجر مسجد جامع اغولبيك در آنجا توليد مي‌شد و يكي از آثار ثبت شده ميراث فرهنگي است.
شهر تكاب به خاطر آنكه در حاشيه شاهراه‌هاي ارتباطي كشور كشور قرار ندارد در مقايسه با اهميت آن، امكانات تفريحي، رفاهي و توريستي محدودي دارد كه نظر به وجود تعدادي از مهم‌ترين آثار باستاني كشور در اين منطقه لزوم گسترش هرچه بيشتر امكانات گردشگري منطقه انكارناپذير است. وجود چهارمين اثر ثبت شده ايران در آثار جهاني يونسكو، آنچنان اهميتي به اين شهر داده كه به مراتب امكانات بيشتري را مي‌طلبد.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 توسط جمعی از نویسندگان تکابی |

      فعالیت خبرنگاران مطبوعات و خبرگزاری ها در تکاب مختل شده است . 

 چندی است فعالیت خبری دفتر نمایندگی مطبوعات و خبرگزاری ها در شهرستان تکاب در جنوب استان



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هشتم بهمن 1387 توسط جمعی از نویسندگان تکابی |
مشكلات زيست‌محيطي معدن طلاي آق‌دره؟
يك كارشناس: نظارتي روي اين معدن وجود ندارد
معاون وزير صنايع: گزارشي از آلودگي زيست محيطي به ما داده نشده است

سرويس: صنعت و معدن
1387/10/10
12-30-2008
11:35:14
8710-01633: كد خبر

عكس تزئينيخبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: صنعت و معدن

يك كارشناس معدن گفت: معدن طلاي آق‌دره مشكلات زيست محيطي زيادي ايجاد كرده و در عين حال هيچ نظارتي نيز روي آن وجود ندارد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين كارشناس در ادامه اظهاراتش مدعي شد: مسوولان اين معدن به دليل نفوذ زيادي كه دارند، تاكنون به دليل ايجاد مشكلات زيست محيطي مورد بازخواست قرار نگرفته‌اند.

وي با اشاره به اين‌كه معدن طلاي آق‌دره در شهر تكاب استان آذربايجان غربي واقع شده است، توضيح داد: سم آرسنيك در فرآيند استحصال طلا به كار مي‌رود، اما در اين معدن بر اساس استانداردهاي بين‌المللي از سم آرسنيك در سد باطله استفاده نشده است.

او تصريح كرد: برف و باراني كه روي ماده باطله اين معدن مي‌ريزد، به همراه سم آرسنيك به داخل زمين نفوذ كرده و آب‌هاي زير زميني را نيز آلوده مي‌كند.

اين كارشناس با بيان اين‌كه اين معدن متعلق به بخش خصوصي از حدود سه تا چهار سال پيش مشغول توليد طلاست، افزود: آمار توليد اين معدن نيز در آمار كلي توليد طلاي كشور ذكر نمي‌شود و مسوولان روي آن نظارتي ندارند.

** موردي از آلودگي زيست محيطي به ما گزارش نشده است

در همين زمينه محمدمسعود سميعي‌نژاد - معاون امور معدني و صنايع معدني وزارت صنايع و معادن - به خبرنگار ايسنا توضيح داد: روي اين معدن نظارت داريم و مشكل زيست محيطي هم ندارد.

وي اضافه كرد: در حال حاضر در زمينه مسائل زيست محيطي كه به معادن مربوط مي‌شود، اگر گزارش‌هاي سازمان محيط زيست محل اختلاف باشد، كميته تصميم‌گيري نهايي تشكيل شده كه معاونان سازمان محيط زيست و وزارت صنايع و معادن در آن حضور دارند.

وي تاكيد كرد: هنوز موردي از آلودگي زيست محيطي در معدن طلاي آق‌دره به ما گزارش نشده است.

اين مقام مسوول در ادامه در پاسخ به اين سوال كه چرا معادن طلاي ايران ناشناخته بوده و آمار توليد سالانه طلاي كشور نيز اعلام نمي‌شود؟ عنوان كرد: در حال حاضر حدود 5 معدن فعال طلا در كشور داريم، اما خوشبختانه امسال در بخش اكتشاف چه توسط بخش خصوصي و چه سازمان اكتشافات و زمين‌شناسي درخواست صدور پروانه اكتشاف ارايه شده كه ما بررسي و با اين درخواست‌ها موافقت كرديم.

** معادن طلاي ايران كم‌عيارند

او يادآور شد: معادن طلاي ايران عمدتا كم‌عيار بوده و به همين دليل استخراج طلا از اين معادن به تكنولوژي‌هاي خاصي نياز دارد و مجموعه اين عوامل باعث شده كه كسي طرف اين معدن نمي‌رود.

** معدن‌كاران براي گرفتن تسهيلات مستقيما به بانك‌ها مراجعه نكنند

سميعي‌نژاد همچنين اظهار داشت: هم‌اكنون براي فعاليت در هر معدني به ويژه معادن فلزي در بخش‌هاي ماشين‌آلات و فرآوري تسهيلات داده مي‌شود، اما مشكل فعلي اين است كه معدن‌كاران به جاي سازمان‌هاي صنايع و معادن استان‌ها به صورت مستقيم به بانك‌ها مراجعه مي‌كنند و همين امر مشكلات زيادي را براي آن‌ها به وجود مي‌آورد.

درباره وبلاگ

درد را از هر طرف که نوشتم درد بود.

شهرستان تکاب
شهرستان تکاب در جنوب شرقی استان واقع گردیده است. وسعت این شهرستان در حدود 2523 کیلومتر مربع بوده و تقریبا 7/6 % از مساحت کل استان را بخود اختصاص داده است .
این شهر که نام قبلی آن تیکاپه بود دردوره های اشکانی و ساسانی مرکز تمدن های درخشانی بوده که از جمله
میتوان به غار کرفتوو مجموعه آثار باستانی تخت سلیمان و دژ و کوه بلقیس و ساری کورخان اشاره کرد. در زمان داریوش هخامنشی آذربایجان یکی از ساتراپ های بزرگ محسوب، و پایتخت آن شهر شیز (انجک) در تخت سلیمان بوده است.
جمعیت تکاب در سال 1385 تعداد 82274 نفر می باشد.
ارتفاع این شهر از سطح دریا 1840 متر بوده و دارای آب و هوای سرد زمستانی و تابستانهای گرم و خشک می باشد. رودخانه های قراقیه و ساروق که پس از به هم پیوستن به هم سرشاخه زرینه رود را تشکیل میدهند در این شهر جریان دارند. کشاورزی و دامداری در شهرستان تکاب به لحاظ وجود مراتع وسیع و زمینهای قابل کشت گسترش یافته و از مهمترین صنایع دستی آن فرش افشار تکاب می باشد که شهرت جهانی داشته و یکی از اقلام صادراتی کشور را تشکیل میدهد.
جاذبه های گردشگری این شهر عبارتند از تخت سلیمان – کوه بلقیس ، دژ بلقیس و کوه زندان – آب معدنی گرم و سرد احمد آباد – آبشار قیزجه – چمن متحرک بدرلو – زندان طبیعی برنجه و نبی کندی – چهار برج چهارطاق – بقعه ایوب انصار – غار کرفتو – دژ ساری قورخان.
کردها و ترکها جمعیت اصلی این شهر را تشکیل می دهند.
علی الرغم قرار گرفتن تکاب در کنار بزرگترین معادن طلای جهان و نیز آثار باستانی تخت سلیمان مردم آن سخت ترین شرایط اقتصادی زندگی را دارند.
این شهر نماینده مستقل ندارد و بیشتر امورات آن توسط شهرهای اطراف انجام می گیرد.

آخرين مطالب
آرشيو
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
Blog Skin