تکاب فردا
گزارش و تحلیل از رویدادها و خبرهای شهرستان تکاب
|
||||||||||||
|
نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم آبان 1388 توسط جمعی از نویسندگان تکابی
|
نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم شهریور 1388 توسط جمعی از نویسندگان تکابی
|
مشــــــکلات عـمـده تـــکاب ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم شهریور 1388 توسط جمعی از نویسندگان تکابی
|
آقای رئیس جمهور ماجراهای کوي و کهریزک هم سناريوي دشمن بود؟
چگونه می توان ادعا کرد که هر کژی و ناراستی که در نظام پدید می آید، کار دیگران و غیر خودی ها و عوامل برانداز آن است و اصولا ما منزه از هرگونه اشتباه و خطایی هستیم و هیچ اشتباهی در وقایع پس از انتخابات صورت نگرفته است. ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هجدهم تیر 1388 توسط جمعی از نویسندگان تکابی
|
گزارشي از كار در كوره هاي آجر پزي زنانی که شانس زندگی در تهران را به دست آورده اند، تنها آنانی نیستند که با آخرین مدل های لباس در پیاده رو های پرزرق و برق تهران جولان می دهند یا در اتومبیل های آخرین مدل، خیابان ها را زیر پا می گذارند و یا با خرید های آنچنانی در بازار های پررونق این شهر بی دروپیکر، چشم بازار را کور می کنند. شنیده بودم قیام دشت، خاتون آباد و کرج کوره های آجرپزی دارند. این نیاز را احساس کردم که باید کوره ها و زنان کوره ها را ببینم. رنجشان را دو را دور می فهمیدم و هر چه بیشتر می شنیدم مشتاق تر می شدم که راه قیام دشت را در یک پنج شنبه در پیش گیرم. همراه یکی از دوستان از دپوی شرق به طرف بزرگراه خاوران رفتیم. به قیام دشت رسیدیم. دوباره نیمی از راه را به طرف پاکدشت برگشتیم و در خاتون آباد توقف کردیم. سرانجام ۳۰:۹ صبح رسیدیم. کوره های نفتی قدیمی مقابل جاده قد علم کرده بودند (البته امروز از کوره های نفتی استفاده نمی شود و کوره ها گازی شده اند.) ذهنیتی از آنها داشتم؛ زن بودن، کرد بودن، خانوادگی کار کردن، و همه سنین را در برگرفتن. سن، جنسیت و بازنشستگی در این کار بی معنی است چون عملاً رعایت نمی شود حتی زنان حامله، زنان شیرده، کودکان زیر ده سال و پیرمردان هم کار می کردند.از دور ما را که دیدند نگاهمان کردند، نگاهی ناآشنا که بوی غریبگی می داد. برای همین فاصله شان را با ما حفظ کردند. در همان لحظه اول به زبان کردی احوالپرسی و معرفی کردیم و دلیل آمدن به آن جا را برایشان توضیح دادیم.... وقتی از عایشه خواستم با هم صحبتی داشته باشیم، گفت حالا کار دارم، می خوام غذا درست کنم؛ زنان دیگر هم پراکنده شدند. حس کردم شاید انتظار «اعتماد کردن به ما» به این سرعت بی مورد باشد، و اینکه در لحظات اولیه ارتباط خوبی نتوانسته ایم برقرار کنیم. خیلی خودمانی و با زبان محلی صحبت کردیم فقط پوشش ما با آنها فرق داشت. به هر حال این انتظار یک ساعت بعد نتیجه داد.در این فاصله با مردان صحبت کردم. خیلی راحت پذیرا شدند. دوباره زنان جمع شدند. زنی که گفت کار دارم از دور ما را می پایید. سپس گفت: نمی دانستیم از کجا آمده اید و که هستید، برای همین کمی ترسیدیم. ما ابتدا خود را معرفی کردیم، به هر حال علت ترسشان را نفهمیدیم. - تهران _ خاتون آباد خاتون آباد تهران به فور خاک رس دارد. چنین مکان هایی برای کوره های آجرپزی مناسب است.در تهران حدود ۱۸۰ کوره آجرپزی داریم که ۵۰ مورد آن در خاتون آباد است و البته ۴۰ کوره آن فعال است.کوره های آجرپزی خاتون آباد ۶۰ سال است که قدمت دارد و در این سال های طولانی چندین نسل از سرمایه داران فعلی در آنجا فرمان داده اند. و متقابلاً به ابعاد همین سال ها کارگران کرد هم نسل اندر نسل به صورت خانوادگی فرمان برده اند. سرمایه داران ثابت، کارگران هم ثابت، همه از نسل های ماقبل و مابعد. البته تعداد اندکی از کارگران، ترک و مشهدی هستند ولی ویژگی کردها دوتاست، یکی تعداد بیشتر کارگران کرد، دوم خانوادگی کار کردن. زنان، شوهران و فرزندان (هر تعداد که باشند) دختران و برادرانشان در هر سنی که باشند ... جالب اینجاست که کار در کوره ها از ۶۰ سال پیش تا به حال به همان روش قدیمی و دستی انجام می شود و تکنولوژی کوره ها در جاهای دیگر دنیا با دستگاه های اتوماتیک و خشک کن حل شده است و دیگر در آنجا نیروی کار زیادی نمی خواهد، اما در ایران قرار نیست که این دستگاه ها وارد شود. به دو دلیل ۱ _ نیروی انسانی ارزان و به وفور ۲ _ بالا بودن هزینه این دستگاه ها.مراحل ساخت آجر وقت گیر و طاقت فرساست: گل ساز، گل آماده می کند. قالبدار (خشت ها را قالب بندی می کند)؛ قالب کش (قالب ها را برمی دارد و در میدان (جایی نزدیک انبار) خالی می کند و دوباره پیش قالبدار می برد.) سپس مراحل چرخکشی، کوره چینی، کوره سوزان و آجر بار کن انجام می شود. - پای صحبت زنان کارگر قالبدار ملیحه (۱۹ ساله، مجرد، بی سواد، اهل پیرانشهر): در حالی که روسری و کلاه بر سر دارد و مشغول قالب گیری است، می گوید: همراه برادرش آمده، هیچ یک از خواهرانش مدرسه نرفته اند، از اوایل اردیبهشت تا اوایل مهر (۵ الی ۶ ماه) که در تهران هستیم مشغول کار کوره ایم و بعد به شهرستان برمی گردیم. خیلی دوست داشتم به مدرسه بروم، برادرهایم به مدرسه رفته اند ولی در مورد ما به شدت مخالفت شده؛ حالا دیگر نه توانش را دارم و نه حوصله اش را. خدیجه (۲۰ ساله ، مجرد، بی سواد، اهل روستای میرآباد سردشت): «مدرسه نرفتم. اما خیلی دلم می خواد یاد بگیرم. پدر و مادرم نذاشتن، برادرام همه مدرسه رفتن، حالا دیگه زیاد تمایلی ندارم. یعنی خسته شدم از بس گفتم و کسی نشنید. با همه اینها اگه حالا امکانش باشه (هر چند که کار کوره نمی ذاره) یاد می گیرم.» نسرین (۲۶ ساله، متاهل، دارای دو فرزند، سردشت): او که به ۵۰ ساله می ماند، ۱۸ سال است که در کوره کار می کند (ده سال قبل از ازدواج و ۸ سال بعد از زندگی مشترک). او هم الفبایی نیاموخته، از بی سوادی بدش می آید، اما با روند این گونه سنت هاعی غلط و بیجا سازش کرده است. -به والدینم اعتراض کردم اما گفتند سرنوشت زنان اینجا مثل هم است. تو هم مثل بقیه زنان. دوباره اعتراض کردم، آن گاه مرا دیوانه خواندند. بعد دیگر هیچ نگفتم. فکر کردم شاید من عجیبم. پس چرا بقیه ساکتند؟! عایشه (۵۰ ساله، متاهل، بی سواد، اهل سقز): او که به ۷۰ ساله ها می ماند، کودکی اش را با کوره آغاز کرده است. -کوره ها اسباب بازی من شده بودند. حتی زمانی که حامله بودم کار می کردم. همه ما همراه مردها از ساعت ۳ صبح تا ۷ غروب کار می کنیم (۱۶ ساعت). هر روز این کار پرزحمت آغاز می شود. علاوه بر این پخت و پز، نظافت، بچه داری و ... هم کار ما زنان است و مردان هرگز در این امور ما را یاری نمی کنند. دستمزد ها هم به مردان خانواده داده می شود. -لابد مردان سهم شما زنان را می دهند؟ - نه؛ آنها می گویند: پول ما و شما یکی است. پول ما مال شماست ولی دریغ از یک ریال... پرسیدم (از مردان): بی انصافی نیست که سهمیه زنان را نمی دهید؟ -چرا هست. ولی ما به زنان پولی نمی دهیم. از کارفرما هم پرسیدم چرا سهم زنان را به خودشان نمی دهید. پاسخ داد: این یک مسئله خانوادگی است. من که با همه کارگران مستقیماً ارتباط ندارم. با سه تن از نماینده ها در ارتباط هستم. مردان و شوهران باید پولشان را بپردازند ولی این کار را نمی کنند یعنی حقوق همسرشان را نمی پردازند. بیری (۱۵ ساله، مجرد، بی سواد، اهل بانه): در حالی که کلاه آفتابی و لباس کار پوشیده در حال قالب گیری است. پرسیدم معنی اسمت چیست؟ می خندد و می گوید: نمی دانم. از دستمزد می پرسم، می گوید: برای هر هزار آجر، ۳۵۰۰ تومان می دهند. این پول را به مرد خانواده (که مثلاً می توانند ۷ نفر تا ۱۵ نفر باشند ) می پردازد. یعنی برای هر هزار آجر به ۱۵ نفر، ۳۵۰۰ تومان می دهند و این اصلاً کفاف هزینه زندگیمان را نمی دهد. سلما (۳۵ ساله، متاهل، بی سواد، اهل مریوان): کار ما خیلی سخت است. حالا دیگر عادت کرده ایم. مشکل ما غیر از کار، روابط خانوادگی است. مردان کرد ناخواسته و نادانسته علیه دختران و زنان خشونت می کنند. ما مشکلات خانوادگی زیادی داریم. در کردستان بعضی از دختران و زنان خودسوزی می کنند (در سنین مختلف). دلیلش سوءظن و رفتار خشن مردان است. دختری را می شناختم (در شهر خودمان) که به خاطر تمایل ازدواج با پسری که مدنظر خانواده نبود، خودسوزی کرد. دختر دیگری که همسایه مان بود، پدرش می خواست مردی را به زور به او تحمیل کند به نام ازدواج تا به این طریق خواهر مرد تحمیلی هم زن پدر این دختر شود یعنی سنت زن به زن (دختری می دهی، دختر می گیری)؛ متاسفانه این سنت در کردستان (حتی در شهرها) هنوز هم رواج دارد. آن دو دختر، یکی به خاطر فشار و آزار و اذیت های شوهرش، یکی به خاطر کتک های برادرش و ... متاسفانه دست به خودسوزی زدند.در آخر از بایزید (یکی از مردان کارگر کوره) پرسیدم: همسرتان را کتک می زنید؟ - بله؛ گاهی این کار را می کنیم! - اما او سخت تر و بیشتر از شما کار می کند. - می دانم ولی اگر ناراحت شوم خشن برخورد می کنم. هزاره سوم میلادی است. بی سوادی در شهر های ایران هنوز رواج دارد و این فاجعه است. آنها زمین کشاورزی هم ندارند، بنابراین، در فصول دیگر بی کارند. حقوقشان هم در پایان کار یعنی مهر ماه پرداخت می شود و همه این نارسایی ها را در صنعتی نبودن کردستان موجود می دانند. اگر کوره های آجرپزی و یا کارخانه های مختلف دیگر در کردستان باشد و یا زمین کشاورزی داشته باشند، هرگز به تهران نمی آیند و در طول این ۵ ماه، مشقت راه و دوری از دیارشان و هزینه ها و رنج های فراوان را به جان نمی خرند. در پایان، به دفتر کارفرما رفتم. او از من خواست ضبط را خاموش کنم و نامی هم از وی نبرم.خلف وعده نمی کنم و بدون ذکر نامش خلاصه ای از صحبت هایش را نقل می کنم. «سیستم ما در ایران مشکل دارد. این که زن حامله، کودکان کم سن و سال یا افراد سالخورده در اینجا کار می کنند، به من مربوط نمی شود. طبق قانون کار این افراد نباید کار کنند. اما قانون اجرا نمی شود. خودشان تقبل می کنند. طرف حساب من مرد خانواده است و برای هر هزار آجر، ۳۵۰۰ تومان پرداخت می کنم.اینکه این هزار آجر را خودش به تنهایی یا همراه خانواده، همسر و کودکش می سازد، برای من مهم نیست.او خودش نباید آنها را درگیر کند.هر کس در این دنیا به اندازه لیاقت و توانایی اش سهم دارد. حتی آن دنیا هم این طور است. پدر من داشته من هم دارم. پدر این کارگر ندارد او هم ندارد. پس دارایی ارثی است. در آن دنیا هم به توانایی ها و صلاحیت های ما می نگرند، در آن دنیا ...» صحبت هایش را قطع کردم. گفتم: لطفاً در مورد این دنیا، این کوره و این آدم ها صحبت کنید. ادامه داد: در این دفتر به روی کارگران باز است. وقتی که این جمله را می گفت، کارگر سالخورده ای داخل شد و آرام نشست. کارفرما با عجله به او گفت: کاری داری؟ حالا برو بعد صحبت می کنیم و رفت.کارگری هم در بیرون _ در حالی که خیلی خودمانی ما را برای ناهار دعوت می کرد - گفت: هر چه به شما گفته، خلاف واقع است... بدرود گفتیم. آفتاب ظهر خاتون آباد در میان کوره ها سخت درخشیدن گرفته بود. و ما زنان کرد را با کوره ها، خشونت ها و رنج هاشان تنها گذاشتیم و راهی شدیم. در میانه راه به این فکر می کردم: «اگر پدرت داشت ۷ پشتت تامین است و اگر پدرت نداشت هفت پشتت ناامن، فقیر و بیچاره خواهد بود.» نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 توسط جمعی از نویسندگان تکابی
|
بيوگرافي دكتر احمد نعيمي فر متولد سال 1340، داراي سه فرزند دختر و يك فرزند پسر شغل و رشته: دبير آموزش و پرورش، پزشك شاغل در تكاب فعاليت: پزشك معتمد فرهنگيان، نيروي انتظامي، پزشك تيم ملي ورزش هاي رزمي جمهوري اسلامي ايران، معاون آموزشي و استاد دانشگاه، سابقه رياست بيمارستان شهداي تكاب، رئيس شوراي اجرايي هلال احمر تكاب
اهداف و برنامه هاي دكتر احمد نعيمي فر در شهرستان تكاب: 1- تفكيك حوزه انتخابيه 2- تقويت صنعت توريسم و گردشگري و جاذبه هاي توريستي ( تخت سليمان و آب گرم، چملي، كرفتو و ...) 3- تكميل كمربندي شهر كه 16 سال است در بلاتكليفي به سر مي برد. 4- پيگيري پروژه بزرگ عمل آوري فولاد به ظرفيت حداقل دو هزار تن 5- تكميل تعاوني هاي بزرگ استخراج كنسانتره مواد اوليه فولاد 6- تكميل و تعريض جاده هاي تكاب – شاهين دژ، تكاب – ديواندره( ايرانخواه) و تكاب – زنجان ( عربشاه گروس ) 7- تكميل تعاوني هاي كشاورزي در مسير پايين دست سد گودگردچي 8- پيگيري مشكلات زنبور داران – فرش دست بافت و عوارض ماليات بر درآمد اصناف و بازاريان 9- تكميل پروژه گازرساني 10- ايجاد آشتي ملي در مديريت شهري با تكيه بر تعهد و تخصص دور از سياسي كاري و جناح بازي 11- تسريع در ساخت و ساز بيمارستان 64 تختخوابي تكاب 12- سعي و تلاش جدي در اختصاص سهام معدن طلاي آقدره بيم مردم منطقه 13- تسريع در حل مشكلات مربوطه به زمين دانشگاه آزاد و توسعه رشته هاي جديد
اهداف و برنامه هاي دكتر احمد نعيمي فر در شهرستان شاهين دژ 1- پيگيري مستمر در راه اندازي كارخانه سيمان شاهين دژ 2- پيگيري مشكلات مسكن و شهرسازي و عرصه و اعيان 3- استفاده بهينه از آب رودخانه جغاتو 4- توجه به مشكلات شهر محمود آباد 5- رفع موانع شهرك شهيدرجايي 6- پيگيري مشكلات جاده هاي مواصلاتي شاهين دژ به روستاها كه آسفالت نيستند. 7- پيگيري آب شرب بعضي از روستاها از جمله قوزلو، صفاخانه و...
اهداف و برنامه هاي دكتر احمد نعيمي فر در شهرستان مياندوآب 1- كارخانه پتروشيمي و رفع موانع صدور سند مالكيت اين كارخانه كه در اشتغالزايي سهمي بزرگ دارد. 2- پيگيري مشكلات آب مياندوآب به تبريز كه باعث كم آبي حوزه كشاورزي مياندوآب مي گردد. 3- پيگيري و رفع مشكلات كشاورزي در دشت مياندوآب بالغ بر 1100 هكتار كه دچار مشكلاتي است. 4- توجه به وضعيت و استهلاك كارخانه قند مياندوآب 5- پروژه پرورش ماهي در دشت فسون دوز 2000 هكتار 6- نيروگاه برق مياندوآب كه به خوي انتقال داده شده. 7- فرودگاه مياندوآب كه به مراغه انتقال داده شده 8- تسريع در امر راه آهن مياندوآب 9- پيگيري مشكلات صادرات شن و ماسه مياندوآب به ياري خداوند متعال و همكاري شما دوستداران براي پيشرفت منطقه مي كوشيم تا عقب افتادگي چندين ساله و حقوق به تارج رفته مان را جبران كرده و براي آباداني وطن خويش از جان و دل كوشيم.
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 توسط جمعی از نویسندگان تکابی
|
ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم فروردین 1388 توسط جمعی از نویسندگان تکابی
|
انتشار شب نامه توسط غير تكابي ها در شهر تكاب
قرار است در شهر تكاب تنديسي از استاد شهريار و تنديسي از مولوي كرد در ميادين شهر تكاب نصب شود. اما در اين ميان نسب تنديس مولوي كرد با واكنش منفي غير تكابي ها مواجه شد. حالا چرا غير تكابي ها! مردم تكاب سالهاي سال است كه در كنار هم زندگي مسالمت آميزي داشته اند و هيچ گونه اختلافي ميان قوميتها و مذاهب اين شهر مشاهده نشده است و عمده مشكل مردم اين شهرستان محروميت اين شهر است كه خوشبختانه در حال حاضر تكاب روند پيشرفت و توسعه را طي مي كند. زماني كه تكاب بسيار محروم بود و از بسياري از امكانات بی بهره هيچ گاه در اين شهر شب نامه اي منتشر نمي شد كه بيانگر اين محروميت ها و کاستی ها باشد اما در حال حاضر كه هر روز شاهد ترقي اين شهر هستيم عده اي مريض حال كه اهل تكاب هم نيستند در خصوص مسائل اين شهر اظهار نظرهاي مداخله جويانه انجام مي دهند و بيانيه هم صادر مي كنند! بايد پرسيد نصب تنديس يك شخصيت( حالا هر كسي كه باشد) چه ارتباطي به دانشجويان ميانه اي و یا مراغه دارد! جالب اينجاست كه اين شب نامه ها بيشتر باعث خنده مردم تكاب شده است! مردم تكاب به خوبي مي دانند كه تا چه اندازه مياندوآب نسبت به تكاب پيشرفته تر است و چقدر در حق مردم اين شهر ناعدالتي صورت مي گيرد ولي چرا دانشجويان محترم ميانه اي بيانه اي در اين خصوص صادر نمي كنند؟!و از حق مردم تکاب دفاع نمی کنند اگر واقعا دلشان به حال مردم این شهر می سوزد؟ چرا اين را در بيانيه خود نمي نويسند كه نمايندگان مياندوآب در تكاب حتي دفتر نماينده هم ندارند.که مردم مجبور نشوند به میاندوآب بروند. آیا نماینده تکاب سالی یکبار به این شهر سر می زند؟ آیا به اندازه میاندوآب به تکاب هم می رسند؟ چرا اين را در بيانيه خود نمي نويسند كه ميانه چرا از نظر توسعه و پيشرفت اصلا قابل مقايسه با تکاب نيست و چرا نيست. چرا دانشجويان مراغه و ميانه در بيانيه خود نمي نويسند كه آيا تكابي ها در اين شهرها مي توانند كار كنند اگر خودشان نيروي كاري داشته باشند.واقعا دلشان براي تكابي ها مي سوزد. چرا دانشجويان مراغه و ميانه در بيانيه خود نمي نويسند يك تكابي براي كار كردن بايد ميانه و يا بناب برود چرا شهر خودش كارخانه ندارد. چرا اين دانشجويان قدمت تاريخي تكاب را در اين خصوص يادآوري نمي كنند كه چرا شهري با تاريخي كهن جزء محروم ترين شهرهاي كشور است............................ ولي تكاب در حال پيشرفت است. آيا غير از اين است كه تنها همدلي مردم تكاب باعث شد كه بعد از سالها اعتراض سرانجام درصدي از درآمدهاي معادن طلاي اين شهرستان به ساكنينش تعلق بگيرد و درآمد صرف عمران و آباداني تكاب عزيز گردد. كاملا مشخص است كساني كه عليه بخشي از مردم تكاب شب نامه منتشر مي كنند تكابي نيستند. به نظر مي رسد كه عده اي اندك دانشجو باشند كه در دانشگاه علمي كاربردي دهخداي تكاب مشغول تحصيل هستند و با توجه به عدم شناخت از مردم تكاب اينگونه در خصوص مردم تكاب قضاوت مي كنند. اين افراد غير تكابي نمي دانند كه تكاب متعلق به تمام مردم تكاب است. تكاب سالهاي گذشته بسياري از اموراتش توسط شهرهاي اطراف اداره مي شد و بسياري از مسئولين اين شهر غير تكابي بودند و از شهرهاي ديگر به اين شهر فرستاده مي شود. خوشبختانه طي سالهاي اخير تكابي ها بسياري از امورات شهر خود را به دست گرفته اند و دلسوزانه در راه پيشرفت شهر خود قدم برمي دارند. واقعا از نیروهای امنیتی شهر تکاب باید پرسید چرا عده ای در روز روشن شب نامه پخش می کنند و آنها بی تفاوت هستند. نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهارم فروردین 1388 توسط جمعی از نویسندگان تکابی
|
گزارش اختصاصي فارس به مناسبت ايام نوروز؛
تكاب نگين مجموعه باستاني آذربايجان غربي
خبرگزاري فارس: تكاب يكي از شهرستانهاي آذربايجان غربي است كه با دارا بودن منابع غني معدني و كشاورزي به عنوان نگين استان محسوب ميشود و بزرگترين معدن طلاي خاورميانه با ذخيره 80 تن طلاي خالص در روستاهاي آغ دره و زرهشوان تكاب قرار دارد. به گزارش خبرگزاري فارس از اروميه، كوه بلقيس در نزديكي تكاب يكي از زيباترين مكانهاي گردشي و تفريحي است و در تابستان از آب و هواي بسيار خوبي برخوردار است. تخت سليمان و آتشكده آذرگشسپ كه به عنوان چهارمين اثر باستاني ايران در فهرست جهاني آثار فرهنگي يونسكو ثبت شده است از مهمترين آثار تاريخي اين شهرستان به شمار ميآيد. تخت سليمان نام محوطه تاريخي بزرگي در نزديكي تَكاب و روستاي تخت سليمان (در گذشته نصرتآباد) در استان آذربايجان غربي در كشور ايران است. مجموعه بناهاي تاريخي در تخت سليمان در اطراف درياچهاي طبيعي ساخته شده است. آب اين درياچه كه از عمق ۱۱۶ متري از درون زمين به سطح ميآيد و به زمينهاي اطراف ميريزد داراي املاح زيادي است كه آن را براي آشاميدن و كشاورزي نامناسب كرده و رسوبهاي حاصل از اين املاح در طي قرنها لبه درياچه را شكل داده و متغير كرده كه قدمت اين منطقه از لحاظ سكونتگاههاي انساني به 3 هزار سال پيش باز ميشود كه جزو 10 اثر بزرگ ملي در دست بازسازي است. آثار بناهاي دورههاي اشكانيان و ساساني و ايلخانيان مغول در اين محل يافت شده و مهمترين آثار به جا مانده آن آتشكده و تالارهاي دوره ساساني است. زندان برنجه در 28 كيلومتري شمال شهرستان تكاب در روستاي برنجه (برنجك) از دهستان چمن بخش تخت سليمان و در دامنه كوه معروف به كوه طويله سليمان واقع شده است كه تشكيلات زمينشناسي متعددي در آن قرار دارد. از نظر زمينشناسي تاريخچه پيدايش مشابهي مثل درياچه تخت و زندان سليمان را دارد و آن محل نيز از انباشته شدن رسوبات آهكي، تپههاي بلند و در مواردي دهانههاي وسيع آتشفشاني مانند بوجود آوردهاند. در عمق زياد دهانه يكي از اين تپهها درياچهاي در ميان صخره سنگي وجود دارد كه به علت عمق زياد سطح آب از دهانه امكان دسترسي به آن غير ممكن بوده و آب درياچه بعد از گذشتن از ميان سنگهاي رسوبي و آهكي و تراورتن در جنوب شرقي به رودخانه مجاور در روستاي برنجه واريز ميشود. آب خارج شده از درياچه به طور كامل حالت ملايم و چرب و نرمكنندگي دارد كه استفاده از آب آن، پوست دست و صورت را نرم و لطيف ميكند. در قسمت جنوبي كوه طويله سليمان در بالاي كوه كم ارتفاع همانند زندان سليمان، گودالي مخوف و تو خالي با دهانه بيضي شكل با عمق حدود 60 متر و با ديواره سنگي از نوع سنگ تراورتن وجود دارد كه در عمق 60 متري آن آبي نيلگون پيداست كه به علت عدم دسترسي عمق و ميزان آب موجود در درياچه اندازهگيري نشده و در هر موقع از سال به آن درياچه مراجعه شود هميشه آب را در عمق آن مشاهده ميكنيد كه هيچ گونه تغييري در كم و افزايش يافتن در آن مشاهده نميشود. چمن متحرك يكي از پديدههاي جالب شهرستان تكاب بوده كه از قطعه بزرگي از نيهايي كه از ريشه به هم چسبيده تشكيل شده است و بدون ارتباط با زمين بر روي آب شناور است. قطر اين قطعه كمتر از 100 متر است كه بر روي رودخانه كوچكي قرار گرفته و به دليل حركت اين قطعه، عرض رودخانه در آن نقطه زياد شده و حدود 5 متر از قطر قطعه متحرك بيشتر شده است. نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 توسط جمعی از نویسندگان تکابی
|
فعالیت خبرنگاران مطبوعات و خبرگزاری ها در تکاب مختل شده است . چندی است فعالیت خبری دفتر نمایندگی مطبوعات و خبرگزاری ها در شهرستان تکاب در جنوب استان ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ سه شنبه هشتم بهمن 1387 توسط جمعی از نویسندگان تکابی
|
|
||||||||||||